العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

176

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

كمى و بيشى در هر دو است در يك زمان بحسب بلاد مختلفه شمالى و جنوبى از خط استواء خواه مسكون باشد و خواه نباشد زيرا تابستان بلاد شمالى زمستان جنوبيها است و به عكس و كم و بيش بودن شب و روز در يكوقت باشند ولى در دو مكان ، و اگر جمله ( و فرو برد ديگرى را در آن ) نبود اين آگهى نميشد و همان فزودن و كاستن شب و روز را در دو زمان ميفهماند چنانچه ميان خاص و عام معروف است و معنا اينست كه فرو برد يكى را در ديگرى در حالى كه آن ديگر را هم در آن فرو ميبرد . 2 - اينكه جمله نخست را معنا اينست كه هر كدام فروشونده‌اند در ديگر و ديگرى فروشدهء آن ديگر است و گرچه اين معنا از معناى اول فهميده شود ولى براى اهتمام و مبالغه بدان تصريح شده ، زيرا شب و روز براى جهان لازمند و دو آيت و دليل بر يگانگى خداوندند و كمال قدرتش و از اين رو در قرآن به همين تعبير مكرر بيان شده‌اند . 3 - تكرار مشعر است باينكه اين امر مكرر و پياپى واقع مىشود . 4 - آنكه جمله يكم به خودى خود دلالت ندارد بر فرو شدن آن ديگر در آن بلكه فهم آن از اين راه است كه براى شب صاحبى جز روز نيست و براى روز صاحبى جز شب نيست و بنا بر اين ذكر جمله دوم تكرار محسوب نيست . « بتقدير منه للعباد » يعنى خداوند آفرينش و تميز و فرو شدن را براى آن پديد آورده كه وسيله تغذيه بنده‌ها باشند و وسيله پرورش آنها . « و او را لباس نمود » اشاره است بقول خدا « و نموديم شب را لباس » 10 - النبأ » و تفسيرش گذشت ، زمخشرى گفته : يعنى نهان سازد شما را از ديده‌ها در گريز از دشمن ، يا شبيخون به دو ، يا امورى كه نخواهيد آشكار باشد ، و معنى ديگر هم اينست كه در شب جامه‌اى از آسودگى و خواب بر تن شما پوشيده است چنانچه فرموده « پوشاند خدا به دو جامه‌اى از گرسنگى و ترس ، 112 - النحل » و مقصود اينست كه برخى آسودگى شب را براى آنها نهاده و برخى ديگر را بايد در